سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
468
تاريخ ايران ( فارسى )
ايران ابا نداشت . در مدت بين سالهاى 1832 تا 1857 كه راجع به آن گفتگو ميكنيم هدف اساسى ايرانيان هرات بود كه يك بار براى مدت كمى تصرف شد ولى بيش از يك بار مورد محاصره قرار گرفت . لشگركشى عباس ميرزا در خراسان مصائب و بلايائى كه بر اثر جنك با روسيه متوجه ايران شده بود در اوضاع داخلى آن كشور خاصه در خراسان تأثير بسزائى نمود . در اين ايالت سلسلهء قاجار مخصوصا مورد نفرت و انزجار مردم واقع شده بود . اعادهء امنيت و دفاع از حقوق ايران در اين ناحيه اين بار برعهدهء عباس ميرزا محول گرديد . او جديت و مهارتى كه در اين قشونكشى اخير از خود نشان داد بايد آن را برعليه شكست و ناكاميهاى قبلى او قرار داد . وى اول بسوى يزد كه سر بطغيان برداشته بود حركت نمود و بعدا بسوى كرمان رهسپار شد و در هر دوى اين ولايات موفق به تجديد اطمينان و اعتماد مردم نسبت به دولت گرديد . در ايالت خراسان خسرو ميرزا لشگركشى خود را با محاصرهء ترشيز شروع نمود . سقوط اين دژ باعث شد كه بسيارى از سران ياغيان تسليم شوند ، ولى ايلخانى قوچان با هرگونه مصالحهاى مخالفت نمود . اميرآباد يك نقطهء مستحكم كردى در نزديك چناران گرفته شد و عباس ميرزا براى جلوگيرى از قتلعام سكنهء آنجا كوشش زيادى به عمل آورد . بعدا قوچان محاصره شد و آخر الامر ايلخانى ياغى تسليم شده و به نفع فرزندش معزول گرديد . هدف بعدى ايرانيان شهر سرخس بود . خان خيوه در حوالى اين شهر پيش آمده بود ، ولى پس از شنيدن اخبار موفقيتآميز قشون ايران مراجعت نمود و سالار تركمان سرخس را ترك گفت . اين شهر تاريخى كه بواسطهء واقع بودن در گذرگاه تجن روى جاده بزرك بين نيشابور و مرو اهميت بسيار داشت مركز مشهور تجارت برده شده بود و چنين شهرت داشت كه در داخل حصارهاى آن سه هزار نفر شيعه در اسارت بسر مىبرند . عباس ميرزا پس از يك سلسله مذاكرات بىفايدهاى براى تسليم بلا شرط آن دژ يك ساعت ضرب الاجل معين نمود . پس از انقضاى زمان مقرر يورش برده و آن را تصرف نمود . تركمنها قتلعام شدند ، بردگان آزاد شده و اموال غارت شدهء بسيارى